عبدالله مستوفى

193

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

نشده است ، بر اثر همين خرده‌كاريها و بدحسابىها بوده كه حقا مورث كدورت ميشده است . وقتى شما ميخواهيد يك استكانرا خودتان بسازيد ، و خودتان حمل كنيد و خودتان در دست آخر بمصرف‌كننده بفروشيد ، و صرفهء حمل و نقل و تجارت ، حتى خرده‌فروشى آن را هم بخودتان تخصيص داده ، و اهالى كشور ما را از اين صرفه‌هاى مشروع در كشور خودشان ، محروم كنيد ، سهل است در كالاهاى انحصارى چون شما خريدار و فروشندهء واحد هستيد ، متاع خود را گران بفروشيد ، و متاع ايران را ارزان بخريد ، دولت ايران ناگزير است ، كه شركتهائى تأسيس كند و تجارت اين كالاها را به آنها واگذار نمايد ، يا مثلا با آلمانها بند و بست كرده ، بطور تهاتر از آنها چيزهائى بخرد ، و متاع‌هائى به آنها بفروشد . يا وقتى كه شما اينقدر مته بخشخاش گذاشته و از ترك بعضى كلمات كه مسلما بر اثر غفلت و روشن بودن قضيه بوده است ، ميخواهيد از تجارت آزاد ايران با خارجه جلوگيرى كنيد ، دولت ايران مجبور است راه ترانزيتى ديگرى ، براى خريد و فروش مستقيم كالاى خود فكر كند . اينها را نبايد دشمنى با خودتان تشخيص بدهيد . جواب است اينكه ميگويم نه جنگ است * كلوخ انداز را پاداش سنگ است ( نظامى ) ملت ايران ، نظر به همان گذشتهائيكه در اين قرارداد نسبت به او كرده‌ايد ، هميشه سپاسگذار بوده و هست و در حسابهاى قلم درشتى هم كه از اتحاد اخير با شما پيدا كرده است ، منتظر است كه شما به او زور نگوئيد و بهانه‌جوئى بىموضوع نكرده ، براى حفظ نفت بادكوبه از ما نترسيد ؛ و جلو خان براى كشور خود نخواهيد و از مأمورين خود كه در انجمن‌هاى بين المللى اين موضوعات واهى را كه بعقيدهء من بايد روح شما هم از آن منزجر باشد ، طرح ميكنند مؤاخذه كنيد تا ملل عالم شما را بىمنطق و زورگو ، و مخصوصا مفترى نشناسند . شما كه ميخواهيد هيچكس در كار كشور شما مداخله نكند ، حتى سياح‌ها را هم بكشور خود راه نميدهيد ، ناچار بايد ، از مداخله در كارهاى كشور ديگران هم خوددارى كنيد . ما هنوز هم در اين اعمال بىرويهء چند ماه اخير مأمورين شما در ايران ، شما را با خودمان طرف نميدانيم و الا بقول عوام ايرانىها را از ماست نساخته‌اند ، و چنان كه اشاره كرده‌ام ، گربه‌اى هستيم كه با وجود كوچكى خود سر خيلى از شترها را خورده‌ايم . لولو خرخره رفت بر اثر اقدامات مشاور الممالك در مسكو ، روز 25 جدى يكى از سران مهم بالشويك از بادكوبه به انزلى آمد و اسلحه‌هائى كه در اين ده يازده ماهه ، بين ماجراجويان ايرانى متفرق كرده بودند ، جمع‌آورى كرده ، بكشتىهاى بالشويكها كه در آبهاى انزلى لنگر انداخته بودند ، نقل نمود كه كشتيهاى مزبور آبهاى ايران را ترك كنند . افراد ماجراجو دنبال درويشى خود رفتند ، و لولئين براى سران متجاسرين يكى هزار تومان قيمت پيدا كرده ، و هريك به سمتى گريختند و مردم را راحت گذاشتند . از قراريكه شنيده‌ام ،